لغت نامه دهخدا
بازی زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گول زدن. فریفتن. ( یادداشت مؤلف ).
بازی زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گول زدن. فریفتن. ( یادداشت مؤلف ).
گول زدن و فریفتن
💡 به جولان زدن سرفرازی کنان به شمشیر چون برق بازی کنان
💡 به جز فرشاد پیوس که موفق شده در یک بازی هفت گل به ثمر برساند، غلام وفاخواه، مجتبی محرمی، ایمون زاید و مهدی طارمی بازیکنانی هستند که در تیم پرسپولیس موفق به زدن ۳ گل در یک بازی آسیایی (هت تریک) شدهاند. ایمون زاید تنها باریکن خارجی پرسپولیس است که موفق به هت تریک در آسیا شدهاست.
💡 دو بازی بهم در نباید زدن می و بزم و نخچیر و بیرون شدن