بازپس بردن
مترادفها
پس گرفتن، بازپسگیری، استرداد، بازگرداندن
متضادها
بخشیدن، دادن
لغت نامه دهخدا
بازپس بردن. [ پ َ ب ُ دَ] ( مص مرکب ) برگرداندن. پس افکندن. پس انداختن. ارجاء. ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ): گفت از مشرق تا مغرب بدیدن پدر شما می آمدند و ناامید برمیگردیدند و هدیها بازپس میبردند. ( قصص الانبیاء ص 30 س 2 ).
فرهنگ فارسی
بر گرداندن
جمله سازی با بازپس بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از بردن نام تو رسد گر به لبم جان بخشد دم عیسی نفس بازپسین را
💡 اما بر اثر یورشهای سهمگین پارتیان برای از میان بردن آذوقه و تدارکات رومیان، ایشان دست به عقبنشینی زدند و تقریباً همه سرزمینهای اشغالی را بازپس دادند.
💡 پس از سالها تلاش و پیگیریهای حقوقی طولانی، آن خانواده موفق به بازپس بردن مالکیت زمینهای اجدادی خود از طریق دادگاه شد.
💡 شرکت بزرگ فناوری با استفاده از استراتژیهای جدید، در تلاش برای بازپس بردن سهم بازار خود از رقبای قدرتمند است.
💡 پلیس در جریان عملیات، موفق شد با بازپس بردن اموال مسروقه، رضایت خانواده قربانی را جلب کرده و عدالت را اجرا کند.