بازپس کشیدن
مترادفها
پس گرفتن، عقب کشیدن، بازگرداندن
متضادها
جلو دادن، پیش کشیدن
لغت نامه دهخدا
بازپس کشیدن. [ پ َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) بعقب راندن. به عقب برگرداندن: دویم رمضان کوس بزدند و امیر برنشست و راه مرو گرفت اما متحیر و شکسته دل میرفتند راست بدان مانست که میگفتی بازپسشان میکشند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 630 ).
جمله سازی با بازپس کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرط چهارم جماعت است: اگر این قوم تنها هر یکی نماز کنند درست نیاید، لیکن کسی که رکعت بازپسین دریافت، نماز وی درست بود، اگرچه در رکعت دوم تنها بود و اگر رکوع دوم درنیابد، اقتدا کند بر نیت نماز پیشین.
💡 سپه گفت کاین کار ما کرده ایم که زنده تو را بازپس برده ایم
💡 وگر به جهل برفتی به عذر بازپس آی که چاره نیست برون از شکسته پیرایی
💡 برق رم فرصت سر و برگ طلبم سوخت صد ناله تمنا نفس بازپسین شد
💡 به روز باران گر رای او عتاب کند ز بیم هیبت او بازپس رود باران
💡 دولت تصمیم گرفت برای کنترل تورم و مدیریت بهتر نقدینگی، بخشی از حمایتهای مالی خود را از برخی پروژهها بازپس بکشد و بازنگری کند.
💡 پس از مشخص شدن حقیقت ماجرا، شرکت مجبور شد تمام اظهارات و وعدههای اشتباه قبلی خود را از رسانهها بازپس بکشد و عذرخواهی کند.
💡 ارتش پس از پایان مذاکرات صلح، نیروهای خود را از مناطق مرزی حساس بازپس کشید تا تنشهای موجود میان دو کشور به تدریج کاهش یابد.