بازپس سپردن

لغت نامه دهخدا

بازپس سپردن. [ پ َ س َ / س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) بازپس رفتن. بازپس پیمودن: بازپس سپرم؛ ای باز پس روم و رجوع کنم. ( آنندراج ). و رجوع به بازپس رفتن شود.

جمله سازی با بازپس سپردن

💡 پس از انقلاب نام سینما به «هویزه» تغییر کرد و پس از طی دوران ۱۶ ماهه بازسازی، شهریور ماه ۱۳۹۱ دوباره با عنوان «پردیس سینمایی هویزه» احیا شد و لقب بزرگ‌ترین و مدرن‌ترین سینمای کشور را بازپس گرفت.

💡 زمان‌خان، حاکم بهشت‌آباد برای به‌دست آوردن منصب خود به شاه قاجار رشوه داده و حال که بر مسند قدرت تکیه‌زده، در نظر دارد چند برابر این رشوه را از مردم بازپس بگیرد.

💡 محور اصلی این طرح تلاش‌های یک مرد سیاه‌پوست برای بازپس‌گیری خانه کودکی خود، که خانه‌ای با معماری ویکتوریایی اکنون تبدیل شده به خانه‌ای گران‌قیمت در محله‌ای عیان‌نشین در سان فرانسیسکو، را نشان می‌دهد.

💡 توشهٔ راه خویش کن تا نگرفته بازپس عاریه‌های خویش را از تو سپهر چنبری

💡 بر زمین از مرکب تو پست‌ گردد کوهسار بر سپهر از مرکب تو بازپس ماند قمر

💡 رئیس‌جمهوری جدید اوکراین بار دیگر وعده داد که کی‌یف تلاش خواهد کرد تا مناطق اشغال شده از خاک اوکراین را بازپس بگیرد.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز