باز گسستن

کلمه گسستن به معنای جدا کردن یا پاره کردن است و در زبان فارسی به عنوان یک فعل استفاده می‌شود در زیر به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحو و صرف این کلمه یک فعل معین است و در زمان‌ های مختلف صرف می‌شود
  2. افعال متعدی و لازم به طور معمول به عنوان یک فعل متعدی استفاده می‌شود، به این معنا که معمولاً به یک مفعول احتیاج دارد مثلاً: او بند را گسست
  3. قید و صفت می‌توانید از قیدهای مختلف برای توصیف فعل استفاده کنید: به آرامی گسست
  4. ترکیب‌ ها و عبارت‌ های مرتبط می‌تواند در ترکیب‌ هایی مانند گسستن پیوند یاگسستن ارتباط به کار رود
  5. باید به درست‌ نویسی آن توجه شود و از هرگونه اشتباه املایی خودداری کنید

مترادف‌ها

قطع کردن، گسستن، از هم پاشیدن

متضادها

پیوستن، وصل شدن

لغت نامه دهخدا

بازگسستن. [ گ ُ س َ ت َ] ( مص مرکب ) گسستن. رها کردن. جدا شدن:
چون ز تو من بازگسستم، ز من
بگسل و کوتاه کن این قیل و قال.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

رها کردن و جدا کردن

جمله سازی با باز گسستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ کَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ» و اگر ما بر ایشان ببخشائیم و باز بریم گزندی که رسید بایشان، «لَلَجُّوا فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (۷۵) بستیهند در افسار گسستن خویش، بر ناپسند بی‌سامان می‌روند.

💡 تداوم اختلافات سیاسی میان دو کشور منجر به باز گسستن کامل روابط دیپلماتیک و قطع تمامی همکاری‌های اقتصادی و تجاری میان طرفین در سطح بین‌المللی شد.

💡 تغییرات ناگهانی در ساختار مدیریتی شرکت باعث باز گسستن ارتباط میان بخش‌های مختلف شد و در نتیجه کارایی تیم‌ها به شدت کاهش یافت.

💡 وقوع زلزله شدید در منطقه باعث باز گسستن پیوند میان زمین و پوشش گیاهی شد و مسیرهای اصلی دسترسی به روستاها را کاملاً مسدود کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران