باز گسستن
کلمه گسستن به معنای جدا کردن یا پاره کردن است و در زبان فارسی به عنوان یک فعل استفاده میشود در زیر به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
- نحو و صرف این کلمه یک فعل معین است و در زمان های مختلف صرف میشود
- افعال متعدی و لازم به طور معمول به عنوان یک فعل متعدی استفاده میشود، به این معنا که معمولاً به یک مفعول احتیاج دارد مثلاً: او بند را گسست
- قید و صفت میتوانید از قیدهای مختلف برای توصیف فعل استفاده کنید: به آرامی گسست
- ترکیب ها و عبارت های مرتبط میتواند در ترکیب هایی مانند گسستن پیوند یاگسستن ارتباط به کار رود
- باید به درست نویسی آن توجه شود و از هرگونه اشتباه املایی خودداری کنید
مترادفها
قطع کردن، گسستن، از هم پاشیدن
متضادها
پیوستن، وصل شدن
لغت نامه دهخدا
بازگسستن. [ گ ُ س َ ت َ] ( مص مرکب ) گسستن. رها کردن. جدا شدن:
چون ز تو من بازگسستم، ز من
بگسل و کوتاه کن این قیل و قال.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
رها کردن و جدا کردن
جمله سازی با باز گسستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ کَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ» و اگر ما بر ایشان ببخشائیم و باز بریم گزندی که رسید بایشان، «لَلَجُّوا فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (۷۵) بستیهند در افسار گسستن خویش، بر ناپسند بیسامان میروند.