باز جای فرستادن

لغت نامه دهخدا

باز جای فرستادن. [ زِ ف ِرِ دَ ] ( مص مرکب ) بجای نخست برگرداندن. بخانه خودبازگرداندن. به مستقر خویش بازفرستادن:
فرستمت با نیکوئی باز جای
تو باید که باشی خداوند رای.فردوسی.گزین کن دلیران رزم آزمای
فرست آن سپاه دگر باز جای.اسدی ( گرشاسب نامه ).

جمله سازی با باز جای فرستادن

💡 به منذر چنین گفت کای پاک‌رای گسی کن هنرمند را باز جای

💡 ازان پس چنین گفت با کدخدای که بیداد را داد شد باز جای

💡 چو این کرده باشی زمانی مپای به خشنودی من برو باز جای

💡 اگر زنده از وی شدی باز جای مرااهرمن خوان و یاوه سرای

💡 به شه گفت برخیز و شو باز جای که آن کوه‌پایه درآمد ز پای

💡 بدو چون ترا نیکویی بود رای به نیکی فرستادمش باز جای

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز