لغت نامه دهخدا
باریک میان شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ل ) لاغرمیان گردیدن. کمرباریک شدن. خَمَص. ( منتهی الارب ). ضُمور. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ). اضطمار. ( تاج المصادر بیهقی ). ضَمر.
باریک میان شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ل ) لاغرمیان گردیدن. کمرباریک شدن. خَمَص. ( منتهی الارب ). ضُمور. ( ترجمان القرآن ) ( دهار ). اضطمار. ( تاج المصادر بیهقی ). ضَمر.
لاغر میان گردیدن کمر باریک شدن
💡 بامداد شنبه ۲۴ ژوئیه، صلیبیون حمله خود را از کناره رود بَرَدَی تا رَبْوِه آغاز کردند. نیروهای مسلمان شهر نیز با اطلاع از پیشروی صلیبیون، آماده شده و حملات خود را از میان باغات حومه شهر دمشق آغاز کردند. باغات از جانب برج و دیوارهای شهر به خوبی محافظت میشد و صلیبیون بیوقفه از مسیرهای باریک میان باغات به سمت نیروهای مسلمان و نیروهای مدافع شهر تیراندازی میکردند. نبرد شدیدی میان نیروهای صلیبی و ترکیبی از نیروها حرفهای دمشق، شبهنظامیان اَحْداث و مزدوران ترکمن در باغات و مسیرهای باریک در مَزَّه درگرفت. ویلیام صوری در این رابطه گزارش میدهد: