بار امدن

لغت نامه دهخدا

( بار آمدن ) بار آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) تربیت شدن. پرورده شدن. پرورش یافتن. بزرگ شدن:این طفل بد بار آمده است. مگر پشت تاپو بار آمدی ؟

فرهنگ معین

( بار آمدن ) (مَ دَ ) (مص ل. ) تربیت شدن (چه خوب چه بد ).

جمله سازی با بار امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وظيفه دقيق و سنگين پدر و مادر در حسن تربيت كود اين است كه بدانند مهر و محبت را در چهمواردى بايد به كار برند و در مواقع لازم چه مقدار بايد آن رااعمال نمايند، زيرا از خود رضايى و لوس بار آمدن كودكمعلول يكى از اين دو امر است. يا بى جا محبت كردن، يا در جاى صحيح بيش از اندازه مهرورزيدن.

💡 و در ادامه "پیمان جلالی" به عنوان مدیرمسئول انتخاب شد و پس از فوت ایشان "مجید آقازاده" مدیر مسئول روزنامه گردید، پس از دوره ای پر فراز ونشیب و سو مدیریت ها و به بار آمدن بدهی های در زمان مدیریت ایشان انتشار روزنامه متوقف شد.

💡 با آن چه عرض رسيد، مطلب اول بحث امروز و پاسخ به پرسش واضح گرديد. معلومشد كه اندازه گيرى در اعمال مهر و محبت و جلوگيرى از لوس ‍ بار آمدن كودك از هفته هاىاول زندگى نوازد بايد شروع شود. كودكى كه يكسال از عمرش گذشته چندين منزل از منازل تربيتى را پشت سر گذارده است. اگر محبتهاى نابجا پدر و مادر در سال اول زندگى او را لوس و از خود راضى بار آورده باشداصلاح كودك بسى دشوار و مشكل است.

💡 واحد باتمان برای مقدار زمینی استفاده می‌شده است که ظرفیت پذیرش یک باتمان (واحد جرم) (حدود ۳ الی ۷ کیلو گرم که در مناطق مختلف متفاوت است) بذر و بار آمدن آن را داشته و یا به اندازه یک باتمان (واحد جرم) محصول می‌داده است.

💡 براى آن كه اين فصل مهم تربيتى تا اندازه بر شنوندگان گرامى واضخ شود واولياى اطفال به وظايف شرعى و علمى خود آگاه گردند، بحث امروز را به توضيح اينموضوع و نتايج شوم لوس بار آمدن اختصاص مى دهم. اميد است آقايان محترم عرايضم رابا دقت توجه فرمايند و عملا به كار بندند و فرزندان را از سوء تربيت مصون دارند.

💡 هدف عالى روان شناسان و مكاتب تربيتى جهان امروز اين است كه مردم را افرادىمستقل و متكى و به نفس پرورش دهند و از طفيلى بار آمدن آنان جلوگيرى نمايند. بدونترديد چنين تربيتى بسيار ارزنده و مورد احترام است و درطول ايام زندگى نتايج درخشانش تدريجا آشكار مى شود، ولى نبايد فراموش كرد كهنيروى جسمى و روانى هر انسانى محدود است و ناچار درجه اميدوارى و شعاع فعاليت اونيز محدود خواهد بود.