بابا و باخواجه

لغت نامه دهخدا

بابا و باخواجه. [ وُ خا ج َ ] ( اِ مرکب ) اجداد و اجداد اجداد:
نه بابا و نه باخواجه نه پور است
دراز و خشک و لاغر چون نپور است.میراهل ( از جهانگیری ).

جمله سازی با بابا و باخواجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزاره‌جات در ارتفاعات مرکزی افغانستان، در میان کوه‌های بابا و انتهای غربی هندوکش قرار دارد. مرزهای آن از لحاظ تاریخی نامشخص و در حال تغییر بوده‌است. اما مرزهای فیزیکی آن تقریباً با حوضه بامیان در شمال، سرچشمه رودخانه هیرمند در جنوب، فیروزکوه در غرب و گذرگاه اونی در شرق مشخص شده‌است. نقل‌قول زیر از خاطرات عبدالرحمان دربارهٔ حدود هزاره‌جات است:

💡 اما مهمتر شاید آوازی است که می خوانند و سازهایی است که نواخته می‌شود، زیرا در باور آن‌ها چون این بادها با موسیقی به مهر می آیند و بابا و ماما به تدریج به هویت باد پی می‌برند و باد نام خود را فاش می‌کند.

💡 مولاى دعوتى هذه (العصابة خل ل ) ان رددتها اين تصادف موضع الاجابة و يجعلنى انكذبتها اين تلافى موضع الاخافة فلاترد عن بابك من لايعرف غيره بابا و لايتمنع دونجنابك من لايعرف سواه جنابا.

💡 سلطان سنجرسلجوقی ازسال ۴۹۰ تا ۵۵۲ هجری قمری سال‌ها در مرو پایتخت داشت. توقف وی در مرو، نه تنها در آبادانی آن جا اثر کرد بلکه در نتیجه امنیت و پیشرفت دراین زمان، در شهرهای دیگر ایران مانند سرخس که همسایه غربی مرو بود نیز محسوس بود. از آثار سلجوقیان می‌توان به اثر بسیار نفیس، بنام مقبره لقمان بابا و رباط شرف که در مسیر جاده ابریشم قرارداشت، نام برد.

💡 منطقة شمال شرق افغانستان از دوره تونین به اندازه بالغ بر هفت هزار متر بالا رفته و یکی از شدیدترین حرکات نیوتکتونیک در جهان می‌باشد. مرکز یا محور این منطقه بلند رفته از شمال شرق بطرف جنوب غرب به امتداد دهلیز افغانی، سلسله کوه‌های هندوکش، بابا و پاراپامیز عبور می‌نماید.