لغت نامه دهخدا
باجناغی. [ ج َ ] ( حامص ) قرابت شویان دو خواهر با هم. اُسلوفه.
باجناغی. [ ج َ ] ( حامص ) قرابت شویان دو خواهر با هم. اُسلوفه.
قرابت شوهران دو خواهر با هم نسبتی که بین شوهر دو خواهر ایجاد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گوشههای ساختمان برجکهای کوچکی قرار دارد و با منارههای دو بنای نامبرده پیشین متفاوت است. نمای بنا متقارن، بخش بیرونی کاشیکاری شده و ورودی آن جناغی است. بهدلیل وجود مسجدی در بخش باختری این بنا٬اتاقهای گنبددار و نمازخانههایی که در دو بنای دیگر به چشم میخورند در اینجا دیده نمیشوند.
💡 کوستوکندریت از دلایل عمده درد قفسه سینه بهشمار میآید. این عارضه بهطور معمول در غضروفهایی اتفاق میافتد که دندههای فوقانی را به جناغ ناحیهای به نام مفصل جناغیدندهای (استرنوکوستال) متصل میکند. درد قفسه سینه به علت کوستوکندریت از وضعیت خفیف تا شدید متغیر است. علائم شامل حساسیت و درد هنگام لمس ناحیه قفسه سینه است.
💡 این آب انباری دارای یک سردر ورودی بوده که امروزه به علت ریختن زباله و ساخت وساز خانههای مسکونی سردر ورودی آن مسدود شده و بخش میانی آب انبار را بریدهاند که نشان میدهد سقف بنا دارای قوس جناغی بوده و در گذشته بر سردر آب انبار اشعاری به شرح زیر نوشته بودهاند که به شرح زیر میباشد.