لغت نامه دهخدا
اژدرشکار. [ اَ دَ ش ِ ] ( نف مرکب / ص مرکب ) صیدکننده اژدها. شکننده اژدها:
ترک خدنگ افکن سندان گزار
بر همه شیرافکن اژدرشکار.امیرخسرو.
اژدرشکار. [ اَ دَ ش ِ ] ( نف مرکب / ص مرکب ) صیدکننده اژدها. شکننده اژدها:
ترک خدنگ افکن سندان گزار
بر همه شیرافکن اژدرشکار.امیرخسرو.
صید کننده اژدها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پشه و مور و ملخ فیالمثل ار عظم شوند همه پیل افکن و اژدر در و سیمرغ شکار
💡 گفتمش: برگو ز رمح جان شکار او حدیث گفت: گر بر جای ماند زهره زان اژدر مرا