اورنده

لغت نامه دهخدا

( آورنده ) آورنده. [ وَ رَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه آورد.

فرهنگ عمید

( آورنده ) کسی که چیزی با خود بیاورد.

فرهنگ فارسی

( آورنده ) ( اسم ) آنکه آورد.

جمله سازی با اورنده

💡 از مشاهیر ثبت شده و صاحب نام این روستا می‌توان به امیر سرتیپ محمود شیخ‌حسنی معاون آموزشی تربیتی ستاد کل نیروهای مسلح صاحب بن عباد ادیب، شاعر و وزیر دیلمیان, استاد غلامحسین امیرخانی رئیس انجمن خوشنویسان ایران , شهید فیروز شیخ حسنی اولین شهید خلبان جنگ ایران عراق, دکتر کامبیز شیخ حسنی دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه و فیاض طالقانی شاعر پدید آورنده منظومه مناظره جوز و بادام نام برد.

💡 شخصيت و بزرگوارى  نظام الملك حسن بن اسحاق از اميران جوانمرد و بزرگوارى بود، كه اگر كسى هديه اىنزد او مى برد، او علاوه بر جايزه به دادن به هديه آورنده آن هديه را بين حاضرانتقسيم مى كرد. روزى كشاورز مستضعفى سه خيار نزد او به رسم هديه آورد، او يكى ازآنها را خورد، سپس دومى و سومى را نيز خورد و چيزى به حاضران نداد، و صد دينار بهآورنده خيار جايزه داد.