شعر (غنچه را لعل لبت دلخون کند، سرو را نخل قدت واژون کند) شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند.
در اینجا لعل لب به معنای لب های سرخ و دلربای معشوق است که دل عاشق را مجروح میکند و نشان دهنده تأثیر عمیق زیبایی معشوق بر عاشق است.
سرو و نخل نیز نمادهای بلندی و استقامت هستند که شاعر قد و قامت معشوق خود را به رخ سرو می کشد.
واژون در این بیت به معنای وارون و معکوس است و اشاره به این نکته دارد که دلربایی معشوق میتواند مفاهیم زیبایی را جابجا کند.
واژون. ( ص )وارون. ( برهان ). برگشته. برگردیده. بازگردانیده. عکس. قلب. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). واژگون. ( ناظم الاطباء ). نگون. ( غیاث اللغات ). باژگون. باژگونه. باشگون. باشگونه. واژگون. واژگونه. مقلوب. معلق
(ص. ) ۱ - وارون. ۲ - آن که رفتارش نادرست و نامعقول باشد. ۳ - شوم، نحس. ۴ - بخت برگشته.
( صفت ) ۱ - وارونه وارون: (( تهی دست را کار واژون بود دلش سال و مه تنگ و محزون بود. ) ۲ - آنکه رفتارش نادرست و نامعقول باشد. ۳ - شوم نحس. ۴ - بخت برگشته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه دریای جوشان خروشان شدند بیگره به آن دیو واژون زدند
💡 سرو اندر باغ سر در پای شمشاد افکند گر ببیند طره گیسوی واژون تو را!
💡 آن نیست که صحرای سخن جاده ندارد واژون روش کج نگری را چه کند کس؟