اهوس
مترادفها
فریبنده، دلربا، زیباروی
لغت نامه دهخدا
اهوس. [ اَ هَْ وَ ] ( ع ص ) نیک خورنده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || خورنده تر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): الناس هوسی و الزمان اهوس. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با اهوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استفاده خانههای سنگی به عنوان قبر، به نظر میرسد که همزمان با تولید موآی و زوال نیایش اجداد و نیاکان متوقف شد. در طی آشفتگی قرن ۱۸، به نظر میرسد که جزیره نشینان شروع به دفن مردههایشان میان خانههای آهوس (سکوی موآی) کردهاند و از خانههای سنگی به عنوان پناهگاه مرغ ها استفاده کردند.
💡 در دشتهای پهناور و سرسبز، گلهای از اهوس با چشمانی زیبا و حرکتهای بسیار سریع، در حال چریدن در میان گلها و گیاهان وحشی بودند.
💡 شاعر بزرگ در اشعار خود از زیبایی و ظرافت اهوس یاد کرده است تا نمادی از معشوق و پاکی و زیبایی در طبیعت بکر خلق کند.
💡 گردشگران در پارکهای ملی با خوشحالی شاهد حرکت آهسته و آرام اهوس در میان درختان بودند که منظرهای بسیار زیبا و دیدنی ایجاد کرده بود.