انداخت کردن

لغت نامه دهخدا

انداخت کردن. [ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندیشه کردن. قصد کردن. نقشه کشیدن: آنگه این هرسه ملعون بایکدیگر بنشستند پنهان از همه جهان و انداخت کردند که هر یکی بولایتی دیگر شوند و دعوی دیگر کنند. ( کتاب النقض ص 324 ). تا بعهد سلطان سعید ملک شاه نوراﷲ قبره که این قوم شوم در دیار قهستان ظاهر شدند و پنهان انداخت و تمهیدالحاد میکردند. ( کتاب النقض ص 332 ).

فرهنگ فارسی

اندیشه کردن ٠ قصد کردن نقشه کشیدن ٠

جمله سازی با انداخت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آوریل ۲۰۱۴ درحالیکه کلیدهای خصوصی، در حال تمدید بودند اشکال نرم‌افزاری اپن‌اس‌اس‌ال هارت‌بلید، شبکه تور را برای چند روز از کار انداخت. پروژه تور به گردانندگان رله تور و سرویس آنیون توصیه کرد که پس از وصله کردن اپن‌اس‌اس‌ال، کلیدهای خود را لغو کنند و از کلیدهای تازه استفاده کنند. اما خاطر نشان کرد که رله‌های تور از دو گروه کلید استفاده می‌کنند و طراحی چند هاپ تور، تأثیر اکسپلویت بر یک رله منفرد را کمینه می‌کند. بعدها ۵۸۶ رله مشکوک به هارت‌بلید یافت شدند که به عنوان یک اقدام احتیاطی، به‌صورت آفلاین درآمدند.

💡 در سایت اینترنتی که برای یادمان آن‌ها ساخته شده به نام، پرسش کردن را بیاموز، مؤلف می‌نویسد «مهم نیست تروخیو چند بار آن‌ها را به زندان انداخت، مهم نیست که چقدر از اموال و دارایی‌های آن‌ها توقیف شد، مینروا، پاتریا و ماریا ترزا هرگز تسلیم نشدند و هرگز از مأموریتشان برای برقراری دموکراسی و آزادی‌های مدنی برای مردم این جزیره چشم پوشی نکردند.»

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز