انجمال

لغت نامه دهخدا

انجمال. [ اِ ج ِ ] ( ع مص ) جمله کردن و جمع و کرده ( شاید: گروه ) شدن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با انجمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من به امر او سر به زير انداخته مشغول غذا خوردن شدم، ولى گاهى به آنجمال دل آرا نظر مى افكندم، ديدم آقا يك خيار و مقدارى نان برداشته اند و مى خواهندميل نمايند، عرض كردم: آقا رسم ما ايرانيان اين است كه ميوه را يا جلوى غذا و يا بعد ازغذا به نحو استقلال مصرف مى نمائيم. شما چرا از اين اغذيه، چيزى مصرف نمىنمائيد؟

💡 در اين ميان همت ما نيز بر اين بود كه همچون آينه دارانى سيماى زيباى انديشه و فكرجوانان دلداده زيباى مطلق را به همه دوستداران زيبايى گفت و گو با او بنمايانيم. آنچه شما خوانندگان در اين مجموعه مى بينيد ما به ازاى تجلى آنجمال و برون داد اين همت است. توفيق نمازيان را در گسترش فرهنگ بندگى پروردگاربندگان خواستاريم.

💡 فروغ آن جمال عين عاشق را كه عالمش نام نهى نورى داد تا بدان نور آنجمال بديد، چه او را جز بدو نتوان ديد عاشق چون لذت شهود يافت ذوق وجود بخشيدزمزمه قول (كن ) شنيد رقص كنان بر در ميخانه عشق دويد و مى گفت:

💡 ((عبارات ما در توصيف تو پراكنده و متعدد است ولى حسن تو يگانه است، و همه به آنجمال يگانه اشاره دارند)).

💡 و جلال لا يقاس بها جلال پس از آنكه چيزى از آنجمال و جلال لايزال منكشف شود و آن محبت حقيقه بردل و جانش غالب آيد كه از دست رود و مدهوش و مست گردد، چنان استيناس (235) بيندكه هره بر او جارى شود احساس ‍ نكند.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز