لغت نامه دهخدا
امینی یزدی. [ اَ نی ِ ی َ ] ( اِخ ) ملازم خان زمان سیستانی بود. از اوست:
تا گَردصفت دامن یاری نگرفتیم
از پا ننشستیم و قراری نگرفتیم.( از تذکره روز روشن چ تهران ص 87 ).
امینی یزدی. [ اَ نی ِ ی َ ] ( اِخ ) ملازم خان زمان سیستانی بود. از اوست:
تا گَردصفت دامن یاری نگرفتیم
از پا ننشستیم و قراری نگرفتیم.( از تذکره روز روشن چ تهران ص 87 ).
ملازم خان زمان سیستان بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سازمان مخصوص اتحاد و عمل، سماع، نام گروهی ۳۱ نفره و مخفی از فعالان سیاسی ایرانی بود که در سال ۱۳۴۳ در مصر برای آموزش مبارزه چریکی و نهایتاً مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی گردهم آمدند. اعضای اولیه این گروه، اعضای نهضت آزادی ایران در خارج از کشور مصطفی چمران، ابراهیم یزدی، صادق قطبزاده٬ سید جلال رضایی منش، شهریار روحانی، راستین، امینیان و شریفیان بودند. محمد توسلی، ابوالفضل بازرگان، رضا رئیس طوسی، علی نصر و حسین حریری از دیگر اعضای این گروه بودند.
💡 وریا غفوری در واکنش به فوت مهسا امینی، استوری با متن شعری از فرخی یزدی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد. پس از این استوری، صفحه اینستاگرام او از دسترس خارج شد. وی در واکنش به سرکوب مردم کردستان نیز با گذاشتن استوری در اینستاگرام نوشت: «کشتار مردم کرد را متوقف کنید».