لغت نامه دهخدا
( آمدنی ) آمدنی. [ م َ دَ ] ( ص لیاقت )آنکه آمدن او ضروری است. آنکه خود آید:
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
آنکس که بود رفتنی، او رفته شده به.منوچهری.عشق آمدنی بود نه آموختنی.
( آمدنی ) آمدنی. [ م َ دَ ] ( ص لیاقت )آنکه آمدن او ضروری است. آنکه خود آید:
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
آنکس که بود رفتنی، او رفته شده به.منوچهری.عشق آمدنی بود نه آموختنی.
( آمدنی ) ۱. آن که یا آنچه احتمال آمدن او هست.
۲. (صفت ) آن که خواهد آمد.
( آمدنی ) ( صفت ) آنکه آمدن او ضروری است آنچه خود آید مقابل رفتنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل تو غم اشک روان خور نه غم جان از آمدنی فکر کن از رقته میندیش
💡 لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها که هرگز از آن تاریکی بیرون آمدنی نیست کَذلِکَ همچنین زُیِّنَ لِلْکافِرِینَ آراسته نمودند کافران را ما کانُوا یَعْمَلُونَ (۱۲۲) آنچه میکنند.
💡 إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها رستاخیز آمدنی است گمان نیست در ان، وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یُؤْمِنُونَ (۵۹) لکن بیشتر مردم به نمیگروند.
💡 رفتن و آمدنی بود به تبدیل لباس اول و آخر ای عشق تو تنها بودی
💡 دی آمدنی به حیرت از منزل خویش امروز قراری نه به کار دل خویش