لغت نامه دهخدا
( آمدنیامد ) آمدنیامد. [ م َ ن َ م َ ] ( اِمص مرکب ) آمد و نیامد.
- آمدنیامد داشتن؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
( آمدنیامد ) آمدنیامد. [ م َ ن َ م َ ] ( اِمص مرکب ) آمد و نیامد.
- آمدنیامد داشتن؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
( آمد نیامد ) (مَ مَ ) (مص مر. ) آمد و نیامد، فرخنده بودن و نبودن.
( آمدنیامد ) ۱. احتمال میمنت داشتن و خجسته بودن یا نبودن.
۲. برای بعضی خجسته و بامیمنت و برای بعضی نحس و شوم بودن.
( آمد نیامد ) ( مصدر ) آمد و نیامد
💡 سعیدا از تماشای خیالش مگر جانت به کار آمد نیامد
💡 جان ازو آمد نیامد او ز جان صدهزاران جان دهم او رایگان