لغت نامه دهخدا
( آماسیده ) آماسیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) متوَرّم. منتفخ. متهبج. آماهیده. بادکرده. ورم کرده. پُف کرده. برآماسیده. تمیده: باثعالشفه؛ آماسیده لب. ( ربنجنی ).
( آماسیده ) آماسیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) متوَرّم. منتفخ. متهبج. آماهیده. بادکرده. ورم کرده. پُف کرده. برآماسیده. تمیده: باثعالشفه؛ آماسیده لب. ( ربنجنی ).
( آماسیده ) ورم کرده، بادکرده، پف کرده.
( آماسیده ) ( اسم ) متورم ورم کرده باد کرده آماهیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پیکره همه ویژگیهای سنتی را در خود دارد؛ در این پیکره یک تاج گل آراسته به برگ تاک [که سر وی را پوشانده]، یک جام شراب در دست راست و یک فائون افسانه ای در سمت چپ وی (که سرگرم خوردن خوشهٔ انگورهایی است که از دست چپ باخوس آویزان اند؛ همچنین در همین دستش، پوستی از ببر را نیز در دست دارد) دیده میشود؛ اما میکل آنژ قدری واقع گرایی نیز به این تندیس افزودهاست به طوری که چشمانش را تار و مثانه اش را آماسیده نشان داده و ژست و ایستایی اش را نیز چنان تراشیده که گویی بر روی پای خود تعادل ندارد. هرچند این کار به سادگی از پیکرتراشی کلاسیک الهام گرفتهاست اما به خاطر حرکت گِرد خود و کیفیت سه بعدی نیرومندش که بیننده را برمیانگیزد از هر زاویه بدان نگاهی افکند، دستاوردی خلاقانه بودهاست. در تندیسی که به برده محتضر نامدار است، میکل آنژ باری دیگر از تکنیک کُنتراپوستو∗در تراشیدن پیکر برای نمایاندن حالت خاص انسانی_ در اینجا برای نمایاندن بیدار شدن برده از خواب_ بهره گرفت؛ این پیکره و نیز پیکرهٔ برده شورش گر برای آرامگاه پاپ ژولیوس دوم آفریده شدند اما اکنون در موزه لوور جای گرفتهاند. این دو دستاورد بعدها توسط اگوست رودن که آنان را در لوور مورد کنکاش و پژوهش قرار داد، اثری ژرف بر پیکرتراشیِ پس از خود نهادند. «بردهٔ دست بسته» نیز یکی از آخرین پیکرههایی بود که به جهت آرامگاه پاپ تراشیده شد.