لغت نامه دهخدا
ام هند. [ اُم ْ م ِ هَِ ] ( اِخ ) کنیه خدیجه دختر خویلد زن رسول اکرم بود.( از ریحانة الادب ج 6 ص 258 ). و رجوع به خدیجه شود.
ام هند. [ اُم ْ م ِ هَِ ] ( اِخ ) کنیه خدیجه دختر خویلد زن رسول اکرم بود.( از ریحانة الادب ج 6 ص 258 ). و رجوع به خدیجه شود.
کنیه خدیجه دختر خویلد زن رسول اکرم بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در وفا و شکر او از بُست تا اقصای هند یکدلند و یکزبان خرد و بزرگ و شیخ و شاب
💡 دلم از بتکدهٔ هند نفور است نفور تنگی سینه به لب آرَدَم از ناله نفیر
💡 نک ای میر بخارا ترک تاج و تخت فرماهان نک ای فرمانروای هند بدرود کُله کَن هی
💡 آنکه صیت جود عالم گیر او چون خاک هند بر سلاطین گیر عالم را سیاه از انفعال
💡 با این همه، هسته اصلی هندوآریاییها در فاصل سالهای ۱۷۰۰ و ۱۲۰۰ پ م با گذر از رشته کوههای هندوکش در شمال افغانستان کنونی به شمال غرب هند (پنجاب و نواحی مجاور آن) رفتند و سپس به تدریج مناطق شرقی و جنوبی شبه قاره هند را نیز به تصرف خود درآوردند.
💡 این کشور در زمان تسلط بریتانیا به شبه قارهٔ هند تا سال ۱۹۴۷ به عنوان پاکستان خاوری شناخته میشد، در ۲۶ مارس ۱۹۷۱ این کشور بعد از سالها جنگهای داخلی با نام کشور مستقل «بنگلادش» از پاکستان اعلام استقلال کرد.