لغت نامه دهخدا
ام نافع. [ اُم ْ م ِ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) الاغ ماده. || مرغ خانگی. ( از المرصع ). جوجه. ( ناظم الاطباء ). || کف دست. ( از المرصع ).
ام نافع. [ اُم ْ م ِ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) الاغ ماده. || مرغ خانگی. ( از المرصع ). جوجه. ( ناظم الاطباء ). || کف دست. ( از المرصع ).
الاغ ماده یا مرغ خانگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از همينجا بى اساسى و سستى اين سخن روشن مى شود كه بعضى گفته اند: مراد اززكات، بركت است، و معنايش اين است كه او را مبارك و نافع و آموزگار خيرات قرارداديم، و نيز اين سخن كه بعضى گفته اند: مراد از آن صدقه است، و معنايش اين است كهاو را كه كودكى خردسال بود حكم داديم، و او را صدقه اى قرار داديم كه بر مردمتصدقش كرديم، و يا
💡 شهرت او به خاطر تلاوت خاصی از قرآن بود که مورد انتقاد بسیاری از علماء مسلمان، بخصوص مصریها قرار گرفت و صدای او ممنوع شد. اعتراض علماء الازهر بیشتر در رابطه با خواندن چندین روایت (حفض از عاصم، ورش از نافع، خلف از حمزه و...) در یک نفس و همچنین تلاوت قرآن با نفس کشیدن بدون رعایت قواعد وقف و ابتدا توسط وی بود.
💡 ((مقرم )) از نافع بن هلال (154) چنين نقل مى كند كه: امام عليه السلام پس از بررسىبيابانهاى اطراف به سوى خيمه ها برگشت و به خيمه زينب كبرى (س ) وارد گرديد ومن در بيرون خيمه كشيك مى دادم، زينب كبرى (س ) عرضه داشت: برادر! آيا ياران خود راآزموده اى و به نيت و استقامت آنان پى برده اى ؟ مبادا در موقع سختى دست از تو بردارندو در ميان دشمن تنها بگذارند.
💡 يكى از فضلاء مى گويد: (اشتباه و لغزش نمائىعمل و گفتار يك مرشد و راهبر، نافع تر و سودمندتر از گفتار وعمل حق يك مسترشد و ره جو است كه حق و صواب را با نظر شخصى خويش مى شناسد، وآن را ارزيابى مى كند، و با عالم و معلم به مشورت نمى پردازد).(338)
💡 هر يك سير خشت را با زهره حل كند و فتيله كرده و بصورت شياف در آورد و در ذكر كندمحل ادرار باز شود، اما بايد در آنجا بماند تا آب شود، و اگر باز نشود يك بار ديگرچنين كند تا باز شود، و نيز سرگين موش را به همين طريق فتيله كند نافع است.(41)