لغت نامه دهخدا
( ام طلبة ) ام طلبة. [ اُم ْ م ِ طِ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) عقاب. ( از اقرب الموارد ) ( از المرصع ).
( ام طلبة ) ام طلبة. [ اُم ْ م ِ طِ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) عقاب. ( از اقرب الموارد ) ( از المرصع ).
عقاب
💡 مثل آنكه طلبه اى جوان و مجرد در جلسه زنانه، درباره ازدواج و صيغه، سخن بگويد.يا آنكه واعظى در مجلس ترحيم يك پيرمرد روضه على اصغر بخواند. توجه به محتوا ومحيط و سنّ و سواد از اصول مهم تبليغ است.
💡 مشغول صحبت بود. ضمنا بساطى هم باز كرده و بعضى از وسايل را روى آن چيده و دستفروشى مى كرد. تا احساس كرد من طلبه هستم، شرح تاريخ زندگى خويش را چنين شروع كرد
💡 در روز جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹، حمله به مسجد قبای شیراز شدیدتر بود و خسارتهای جدی به مسجد وارد شده و تعدادی از نمازگزاران حاضر و طلبههایی که در این مسجد سکونت داشتند، شدیداً مجروح شدند.
💡 بر طلبه دود، چو هست مانند عقاب بر چرخ تپد، که هست همرنگ کلنگ
💡 جیمز بیلی فریزر ـ سیاح انگلیسی ـ که در حدود سال ۱۲۰۴ ش (۱۲۴۰ ه.ق) به ایران آمدهاست از این مدرسه با هشتاد تا نود طلبه به عنوان مدرسهای سازمان یافته یاد میکند.