ام طرب

لغت نامه دهخدا

ام طرب. [ اُم ْ م ِ طُ رَ ] ( ع اِ مرکب ) شراب. ( از المرصع ).

فرهنگ فارسی

شراب

جمله سازی با ام طرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مگر ابرست چشم من که وقت خرّمی گرید مگر چنگ است چشم من که هنگام طرب نالد

💡 شد کار عیش ساخته از عید همچو چنگ زین پس میان ببند ز بهر طرب چو نی

💡 گر دیگران به عیش و طرب خرم اند و شاد ای دل تو این معامله باری نمیکنی

💡 چه تفاوت به میان غم و شادی جهان کاین دو روزت به طرب یا به تعب می‌گذرد

💡 دلی دارم که از یاد طرب غمناک می گردد سری دارم که بر گرد سر فتراک می گردد

💡 در پى آنان مرا طربناك بيند. همچون واله يا ديوانه اى به طرب آمده.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران