لغت نامه دهخدا
ام زیت. [ اُم ْ م ِ زَ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. || داهیه. ( از المرصع ).
ام زیت. [ اُم ْ م ِ زَ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. || داهیه. ( از المرصع ).
کفتار. یا داهیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ (۸) آن روز که آسمان از بیم چون دردی زیت گردد، یا چون مس گداخته.
💡 همچنین انگور و زیتون از دیگر محصولات کشاورزی آن میباشد.
💡 هستیّ تو چو زیت بسوزد گرت فتد بر دل شعاع عشق چو مصباح در زجاج
💡 روغن زیتون در سرتاسر جهان استفاده میشود، مصرف عمدهٔ آن در کشورهای حوزه مدیترانه است.