لغت نامه دهخدا
الوداع گفتن. [ اَل ْ وَ / وِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) وداع کردن. ( آنندراج ). خداحافظی کردن:
ور بگویی با یکی گو الوداع
کل سر جاوز الاثنین شاع.مولوی ( مثنوی ).
الوداع گفتن. [ اَل ْ وَ / وِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) وداع کردن. ( آنندراج ). خداحافظی کردن:
ور بگویی با یکی گو الوداع
کل سر جاوز الاثنین شاع.مولوی ( مثنوی ).
وداع کردن خداحافظی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به همين منظور اساسى بود كه پيشوايان دين نيز اين داستان را ياد مى كردند و براىامامت نياى خود بدان استدلال مى جستند. چنانكه خود اميرالمؤ منين در دوران زندگانيش هموارهبه اين حديث، احتجاج (16) مى كرد و در اجتماعات و انجمنها، از اصحابرسول اكرم كه در حجة الوداع حضور داشتند و آن را شنيده بودند، مى خواست كهبازگويند و گواهى دهند. ائمه طاهرين نيز پيروان خود را به عيد گرفتن (روز غدير)و اجتماع و تبريك و تهنيت گفتن امر مى كردند. اينها همه براى اين بود كه داستان غدير،به رغم گذشت زمان و تطاول روزگار، هميشه با طراوت و شاداب بماند و تازگى اينواقعه بزرگ، پيوسته تجديد گردد.