التزام کردن

لغت نامه دهخدا

التزام کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متعهد شدن. بر عهده گرفتن. بر خود لازم دانستن: من که این تاریخ را پیش گرفته ام التزام بکرده ام تا آنچه نویسم یا از معاینه من است یا از سماع درست از مردی ثقة... ( تاریخ بیهقی ). این حق آدمیان ( قصاص ) التزام باید کردن بخلاف حقوق من ( خدا )... ( تفسیر ابوالفتوح ).

فرهنگ فارسی

متعهد شدن بر عهده گرفتن

جمله سازی با التزام کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جدول زیر فعل خوردن (baxordan) بر اساس گویش شهمیرزادی در زمان‌های مختلف صرف می‌شود. برای منفی کردن این فعل در زمان‌های: گذشته ساده، گذشته کامل، گذشته التزامی، گذشته کامل، گذشته کامل التزامی، حال التزامی n جایگزین b در ابتدای فعل می‌شود و در زمان‌های: حال ساده، گذشته استمراری، حال در حال انجام و گذشته در حال انجام ne در ابتدای فعل اصلی می‌آید.

💡 گفته می‌شود کاتب رساله برنابا قدّیس برنابا است [مطلب نادرست: رسالۀ برنابا، که نباید با انجیل برنابا اشتباه شود، هیچ شباهتی به انجیل برنابا ندارد، بلکه بسیار به تعالیم کتب عهدجدید شباهت دارد، همچون عدم التزام به ختنه کردن مردان؛ اما با این حال از آنجا که اصالت آن هیچگاه تایید نشد، در کتاب مقدس مسیحی راه نیافت].

💡 در جدول زیر فعل بردن (baberden) بر اساس لهجه کلاردشت در زمان‌های مختلف صرف می‌شود. برای منفی کردن این فعل در زمان‌های: گذشته ساده، گذشته کامل، گذشته التزامی، گذشته کامل استمراری n جایگزین b در ابتدای فعل می‌شود و در زمان‌های: حال ساده، گذشته استمراری و حال التزامی n در ابتدای فعل اصلی می‌آید.

💡 حال التزامی با جابه‌جا کردن می حال اخباری با بِـ (یا بُـ پیش از فعل‌هایی که واکه ـُ دارند) ایجاد می‌شود: بخورم.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز