ده صیاد

لغت نامه دهخدا

ده صیاد. [ دِه ْ ص َی ْ یا ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 5هزارگزی جنوب ده دوست محمد. سکنه آن 139 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده صیاد. [ دِه ْ ص َی ْ یا ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 15هزارگزی جنوب ده دوست محمد نزدیک مرزافغانستان. سکنه آن 335 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده صیاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن ترسم که صیادی بمکرش صید گرداند که او پرواز نتواند که دائم در قفس بودی

💡 دام صیاد از چمن دلخواه تر باشد مرا، دلخواه تر باشد مرا من نه آن مرغم، من نه آن مرغم که فریاد از گرفتاری کند

💡 پس از پیروزی انقلاب، صیاد شیرازی با رحیم صفوی و احمد سالک آشنا می‌شود و با همکاری یکدیگر از پادگان‌های اصفهان حفاظت می‌کنند.

💡 مکن زین بیش بی پروایی ای صیاد سنگین دل که از بی تابیم وقت است پر دام آورد بیرون

💡 ای بسا مرغ دل و طایر جان کان صیاد در قفس کرد و یکی از قفس آزاد نکرد

💡 نازک‌خیالی در تصویر صائب سوی چمن چو آب روان شو که غنچه‌ها چون ماهیان تشنه دهان باز کرده‌اند (صائب، صیادان معنی: ۶۴)

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز