تنحیب

لغت نامه دهخدا

تنحیب. [ ت َ ] ( ع مص ) سخت کوشیدن در کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت راندن شتر به جهت نوبت آب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رفتن تا که به آب نزدیک شوند. ( از اقرب الموارد ). || مانده کردن و در مشقت انداختن سفر کسی را. یقال نحب السفر فلاناً؛ ای اجهده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سخت کوشیدن در کار. یا سخت راندن شتر به جهت نوبت آب.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز