الاغ دادن

لغت نامه دهخدا

الاغ دادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از خرج سفر دادن و این مرکب است از ترکی و فارسی چه الاغ ترکی است و بمعنی برید است که بسرعت راه طی نماید. ( انجمن آرای ناصری ). رجوع به الاغ شود.

جمله سازی با الاغ دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سخن كوتاه اينكه: بعد از نشان دادن طعام و شراب و زنده شدن الاغ، بيان الهى تمامشد، ومعلوم شد كه تعجب وى از طول مدت بيجا بود، چون از او اعتراف گرفت كه صدسال مردن با يك روز و يا چند ساعت مردن و سپس زنده شدن فرقى ندارد، همچنانكه درروز قيامت از اهل محشر، نظير اين اعتراف را مى گيرد.

💡 390- يعنى: سر بر خاك نهادن براى عبادت، اگر با دست كرم و گشوده همراهنباشد، حيف و باعث افسوس است، اما بعضى براى دادن يك دينار مانند الاغ درگل بمانند، ولى اگر از آنها قرائت حمد را بخواهى، صد بار آن را بخوانند.

💡 كلمه (ننشز) از مصدر (انشاز) است كه به معناى رشد و نمو دادن مى باشد، و ظاهرآيه اين است كه مراد از كلمه عظام ا ستخوانهاى الاغ مى باشد، چون اگر منظوراستخوانهاى اهل قريه بود آيت بودن منحصر در آن شخص نبود، با اينكه ظاهر آيه اين استكه منحصر در او است، چون مى فرمايد: (تا تو را آيتى قرار دهيم )، و اگر منظوراستخوانهاى اهل قريه بود، آن وقت زنده شدناهل قريه، همه اهل قريه را آيت مى كرد.