لغت نامه دهخدا
افسار بر سر کردن. [ اَ ب َ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افسار برسر کشیدن. ( از آنندراج ):
آن یکی افسار خر از سر کشید
بر سر خود کرد چون خر میدوید.سلیم ( از آنندراج ).
افسار بر سر کردن. [ اَ ب َ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افسار برسر کشیدن. ( از آنندراج ):
آن یکی افسار خر از سر کشید
بر سر خود کرد چون خر میدوید.سلیم ( از آنندراج ).
افسار بر سر کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدی که دل چگونه ز من در ربودهای پنداشتی که بر سر گنج اوفتادهای
💡 104 - و صفوانى در كتاب التعريف از على (عليه السلام )نقل كرده كه فرمود: رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) وقتى بر سر سفره غذا مى نشستمثل بنده اى مى نشست، وبر ران چپ خود تكيه مى كرد.
💡 زيد بن على (عليهماالسلام ) هم منطق جدش حسين (عليه السلام ) را دارد و آرزو مى كند كهوضع نابسامان امت اصلاح شود و دست ستمگران و غاصبين بر سر ملت كوتاه گردد.
💡 خضر چون بودست بر سر چشمهء آب حیات بر لب کوثر نزاری همچنان بودهست دوش
💡 تاجی به سبک ساسانی بر سر نهاد و دستور داد تا ایوان کسری را برای او بازسازی کنند.
💡 بر سر پیک اجل گرم چو تازد گلگون نگذارد که دگر گام نهد بر سر گام