لغت نامه دهخدا
( آفریدگان ) آفریدگان. [ ف َ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ آفریده. خلق. خلیقه. مخلوق. مخلوقات. وَری. بریه. ( صراح ). انام. کائنات.
( آفریدگان ) آفریدگان. [ ف َ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ آفریده. خلق. خلیقه. مخلوق. مخلوقات. وَری. بریه. ( صراح ). انام. کائنات.
( آفریدگان ) آفریده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا ایشان که بنگرویدند مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ از جهود و ترسا و انباز گیران با خدای فِی نارِ جَهَنَّمَ در آتش دوزخاند خالِدِینَ فِیها جاودان در آن أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ (۵) ایشان بترین همه آفریدگاناند.
💡 چنین گوید که اگر خر سهپای، آب را تطهیر نمیکرد، پلیدی که اهریمن برای مرگ آفریدگان هر فردی بر آب برده است، همه آبها نابود میشدند. تیشتر آب را از دریا به یاری خر سهپای بیش ترساند.
💡 شَهِدَ اللَّهُ گواهی داد خدای أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ که نیست خدایی جز او وَ الْمَلائِکَةُ و فرشتگان او وَ أُولُوا الْعِلْمِ و خداوندان دانش (از آفریدگان او) قائِماً بِالْقِسْطِ ایستاده بداد، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نیست خدایی جزو، الْعَزِیزُ قادر قوی الْحَکِیمُ (۱۸) دانا بهمه کار.
💡 وَ تَرَی الْمَلائِکَةَ و بینی فرشتگان را، حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ حلقه گرفته گرد عرش، یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ میستایند بستایش نیکو خداوند خویش را، وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ و کار برگزارد میان آفریدگان براستی و داد، وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (۷۵) و اللَّه گوید ستایش نیکو اللَّه را خداوند جهانیان.
💡 در این میان کراسوس که در مییابیم کوریالستراتز، اژدهای سرخ و همسر ملکه، است متوجه میشود که پرستور، همان مرگبال نابودگر، اژدهای سیاه دیوانه و پنجمین اژدها از میان فرمانروایان فرقههای اژدها است که قصد دارد دنیایی جدید بیافریند و همهٔ آفریدگان دیگر را نابود کند.