افراز رخ
مترادفها
سرخی گونه، گلگون شدن صورت
لغت نامه دهخدا
افراز رخ. [ اَ زِ رُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ). جانب بالای روی را گویند که افراز و فراز بمعنی بالا و رخ بمعنی روی است. در بعضی نسخه ها روی و صورت گرد را گویند. کذا فی المجمع. ( از فرهنگ شعوری ). قسمت برآمده تر از گونه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جانب بالای روی را گویند که افراز و فراز بمعنی بالا و رخ بمعنی روی است.
جمله سازی با افراز رخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشخص شود. این افراز در بخش بالا و راست شکل ۱ نشان داده شده است.
💡 ۱۱. اخلاق، قانون، سیاست (قسمتهایی از این کتاب در کتب شماره ۲ و ۱۰ نیز نقل شده)، ترجمه عظیم جابری، نشر افراز، ۱۸۳ص
💡 مجموعه اعداد صحیح را به کلاسهای همارزی خود افراز میکند.
💡 مینداز خود را از افراز پیل که پر کشته بینی زمین چند میل
💡 به پیروزی شدی شاها که بازآیی به پیروزی سر هرکس تو افرازی دل هرکس تو افروزی
💡 ز بهر عزت تو ای سر افراز بماندم من در این گفتارها باز