لغت نامه دهخدا
اغفال کردن. [ اِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) بغفلت انداختن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
اغفال کردن. [ اِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) بغفلت انداختن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( مصدر ) کسی را گول زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیوتا تایتلبوم زن ۲۴ ساله یهودی بود که گشتاپو به سختی دنبال دستگیر کردن او بود. تایتلبوم لباس دختران روستایی لهستان را میپوشید و سربازان نازی را اغفال میکرد و در موقعیت مناسب ایشان را میکشت. یکبار سرباز آلمانی زخمی از دست تایتلبوم فرار کرد، او هم خود را به صورت یک پزشک درآورد وارد بیمارستان شد دو نگهبان آلمانی و افسر پلیسی که در حال مداوا فرد زخمی بود را کشت.: 175
💡 گرچه کانت به عنوان نظریهپرداز نظریه برتری شناخته نمیشود، اما عناصر نظریه برتری در استدلالهای وی دیده میشود. کانت فکر میکند که جایی برای مسخره کردن بیضرر وجود دارد. افزون بر آن فیلسوف شوخطبعی، نوئل کرول میگوید، طبق نظریه کانت حتی در ساختار یک لطیفه داستانی، لطیفه گو ملزم است تا شنونده لطیفه را اغفال نماید، حتی برای لحظهای. چون چنین لطیفهگویی است که به عنوان لطیفهگویی شناخته شده و باید به صورت ماهرانه انجام شود، اما این الزاماً بدین معنی نیست که لطیفه گو در واقع احساس برتری نماید.