لغت نامه دهخدا
اعداد متمم. [ اَ دِ م ُ ت َم ْ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بیرونی آرد: چون جذرمربع چند بار جذر مربعی کنی، آنچه گرد آید او را متمم خوانند یعنی تمام کننده، ازیراک از آن دو مربع با دو توی متمم مربعی نو شود که جذر او و جمله دو جذر آن دو مربع بود. و نموده او یک مربع را جذر دو، و دیگر مربع را جذر سه اگر دو را سه بار کنی شش بود. و این متمم است، زیرا که جمله چهار و نه با دو بار شش بیست وپنج بود و این مربعی است، جذر او پنج. ( التفهیم بیرونی ص 36 ). آقای همائی ذیل همان صفحه از کتاب التفهیم در حاشیه چنین نوشته اند: چون جذر مربعی را ضرب در جذر مربع دیگر کنند حاصل ضرب را عدد متمم گویندیعنی اگر دو مربع را با هم جمع و متمم را دو برابر کنی از مجموع آنها مربعی بدست می آید که جذرش مجموع دو جذر اول است. مثلاً 2 * 3 = 6. پس شش متمم است چرا که مجموع مربع 2 و 3 یعنی 4 و 9 را اگر مجموع کنی و ضعف شش را یعنی 12 بر آن افزایی حاصل بیست وپنج می شودکه جذرش مجموع 2 و 3 است. ( حاشیه همائی بر ص 36 ).