اعتقاد پیدا کردن

لغت نامه دهخدا

اعتقاد پیدا کردن. [ اِ ت ِ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باور کردن. ایمان آوردن.

فرهنگ فارسی

باور کردن. ایمان آوردن

جمله سازی با اعتقاد پیدا کردن

💡 افسانهٔ محلی، نوعی باور عمومی نادرست در دوران مدرن است که سازندگان اولیهٔ آن ممکن است به واقعی بودن آن معتقد نبوده باشند، اما با نقل گفتاری و نوشتاریِ آن در سطح وسیع، مردم به آن اعتقاد پیدا می‌کنند.

💡 نتیجه‌گیری سخن ذر این موضوع این است که: زمانی که مکلف به واسطه تقصیر یا قصور به چیزی در زمان اعتقاد پیدا کند -(چه آن اعتقاد در) موضوع باشد یا در حکم، یا در تقلید باشد یا در اجتهاد- سپس آن اعتقادش از بین برود؛ در این صورت اعتقاد قبلی او آثار یقین را بر متیقن مترتب نمی‌کند، بلکه آن مکلف باید پس از فروپاشی اعتقادش به آنچه که اقتضای اصول در آن متیقن و آثار مترتبه قبل و بعد آن است رجوع کند.

💡 او که به وجود ارواح وارتباط آن‌ها با زنده‌ها اعتقاد پیدا کرده‌است به خانه می‌رود و نامه‌هایی که پسرش از طریق زن همسایه برای او نوشته است می خواند که گفته‌است تو تقصیری در این حادثه نداشتی و همین باعث می‌شود تا آرامش پیدا کند.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز