لغت نامه دهخدا
اصحاب فکر و وهم. [ اَ ب ِ ف ِ رُ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گروهی از ستاره شناسان بوداییان هندند که به اوضاع فلک و نجوم و احکام منسوب به ستارگان واقفند. رجوع به ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 353 شود.
اصحاب فکر و وهم. [ اَ ب ِ ف ِ رُ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گروهی از ستاره شناسان بوداییان هندند که به اوضاع فلک و نجوم و احکام منسوب به ستارگان واقفند. رجوع به ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 353 شود.
گروهی از ستاره شناسان بوداییان اند که باوضاع فلک و نجوم و احکام منسوب بستارگان واقفند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر توشاو نباید با گر صدق / گر تصدک / גר צדק اشتباه شود که فردی است که به دنبال گرویدن به یهودیت (גיור گیور) است. این فرایند بسیار پیچیده بوده و تنها زمانی اجرا خواهد شد که فکر و اعمال زیادی برای گرویدن انجام شود.
💡 ویل یک دانشمند کنجکاو است که در جریان یک تحقیق علمی، دانستههای مغزی خود را داخل یک کامپیوتر پیشرفته آپلود میکند. او با این کار، تلاش میکند اولین ماشینی را خلق کند که میتواند به صورت مستقل فکر و عمل کند، اما…..
💡 چشمت نگوید ای بت مهر و ز مردمی تا کی به شیوه این همه فکر و فسون کنم
💡 جنبش به حرکتی جمعی گویند که داوطلبانه یا به صورت برنامهریزی شده روی میدهد و در آن قصد ایجاد تغییر و تحول وجود دارد، تحولی که میتواند در سطح فکر و اندیشه باشد تا دگرگونی نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی.
💡 هِگِل با تکیه به مفهومی که هراکلیتوس ساخته بود و در ادامهٔ نظریهٔ وی، منطق و روش مخصوص خود را برای کشف حقایق، دیالکتیک نام گذارد. وی، وجود تضاد و تناقص را شرط تکامل فکر و طبیعت میدانست و معتقد بود که پیوسته ضدی از ضد دیگری تولید میشود.
💡 کردهام عزم سفر بو که میسر گردد میکنم فکر و جز این چاره و درمانم نیست