اشک رستن
لغت نامه دهخدا
اشک رستن. [ اَ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) اشک ریختن. گریستن:
ز چشم شمع اشک گرم روید
که آتش از پر پروانه شوید.زلالی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اشک رستن از. اشک ریختن از سرازیر شدن از.
جمله سازی با اشک رستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبیعت بکر و وجود چشمههای پرآب، این دشت زیبا را به نقطهای بینظیر در استان اصفهان بدل کردهاست و لاله واژگون از جمله گلهای رستنی در این منطقه است که اسامی دیگری مانند گل اشک و اشک مریم هم دارد و دلیل این نامگذاری این است که مقداری شبنم بین این گلها جمع میشود و سپس از گل به پائین میچکد عمر این گیاه بسیار کوتاه است و گل دهی آن از اوایل اردیبهشت آغاز میشود و میگویند این گل در آن زمان که گلوی سیاوش با تیغ تیز گرسیوز آشنا میشد شاهد ماجرا بودهاست.