اشوفته

لغت نامه دهخدا

( آشوفته ) آشوفته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف / نف ) آشفته. زیروزبرشده:
سپاهی همه خسته و کوفته
گریزان و سخت اندرآشوفته.فردوسی.اگر کشتمندی شود کوفته
وزآن رنج کارنده آشوفته
وگر اسب در کشتزاری شود
کسی نیز بر میوه داری شود
دم اسب و گوشش بباید برید
سر دزد بر دار باید کشید.فردوسی.

فرهنگ عمید

( آشوفته ) ۱. به هم برآمده، خشمگین.
۲. شوریده، پریشان حال.

فرهنگ فارسی

( آشوفته ) ( اسم ) ۱ - پریشان پریشان حال شوریده مضطرب. ۲ - مختل بی نظم بی نسق دچارهرج و مرج درهم و برهم. ۳- متفرق پراکنده. ۴- خشمگین غضبناک مقابل آهسته. ۵ - بهیجان آمده آتشی. ۶- رنجیده سرگردان.۷- کاسد بی رونق.
آشفته

جمله سازی با اشوفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپاهی همه خسته و کوفته گریزان و بخت اندر آشوفته

💡 ستوران همه خسته و کوفته زراه دراز اندر آشوفته

💡 چون حسن تو شد جامع اطوار نکویی مجنون دل آشوفته شد فتنه به لیلی

💡 تن ما شد از تاختن کوفته ز بسیاری رنج آشوفته

💡 ساحت جنت برایت روفته زلف حور از فرقتت آشوفته

💡 ز بس خسته و کشته و کوفته زمین همچو دریای آشوفته

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز