اشوب طلب

مترادف‌ها

فتنه‌گر، آشوب‌جو، مخل

متضادها

صلح‌طلب، نظم‌طلب، آرامش‌طلب

لغت نامه دهخدا

( آشوب طلب ) آشوب طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) فتنه جو. انقلاب خواه.

فرهنگ عمید

( آشوب طلب ) ۱. فتنه جو.
۲. خواهان شورش و انقلاب.

فرهنگ فارسی

( آشوب طلب ) ( اسم ) فتنه جو طرفدار هرج و مرج طرفدار شورش.
فتنه جو

جمله سازی با اشوب طلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اصولا اين جهان صحنه آزمايش است و ناگزير بايد خود را آماده مقابله با حوادث ورويدادهاى سخت و ناگوار كنيد، و اين در حقيقت هشدار و آماده باشى است به همه مسلمانانكه گمان نكنند حوادث سخت زندگى آنها، پايان يافته و يا مثلا با كشته شدن كعب بناشرف، شاعر بد زبان پرخاشگر و آشوب طلب، ديگر ناراحتى و زخم زبان از دشمننخواهند ديد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران