اشهب ادهم

لغت نامه دهخدا

اشهب ادهم. [ اَ هََ ب ِ اَ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )اسب سیاه خنگ. ( مهذب الاسماء ). و رجوع به اشهب شود.

فرهنگ فارسی

اسب سیاه خنگ

جمله سازی با اشهب ادهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرکبش چون جز از پی حق نیست اشهب و ادهم است ابلق نیست

💡 بروز تا ملک چین شود سوار بر اشهب چو شاه هند سحر گه شود پیاده ز ادهم

💡 بر آخور او بادا دوبارگی عالم در دولت و پیروزی هم ادهم و اشهب

💡 آدم خویش را به پردهٔ راز بوده ادهم جنیبت اشهب تاز

💡 تا ز دور چرخ گردان اشهب روز سپید ادهم شب را بود پیوسته اندر پی دوان

💡 جز بر عکس اشهب عزم تو در صحرای چرخ ماه را بر ادهم ظلمت عنان نتوان گرفت

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز