لغت نامه دهخدا
( آشتی کنان ) آشتی کنان. [ ک ُ ] ( اِمص مرکب ) عمل آشتی کردن. احتفال برای آشتی دادن و آشتی کردن.
( آشتی کنان ) آشتی کنان. [ ک ُ ] ( اِمص مرکب ) عمل آشتی کردن. احتفال برای آشتی دادن و آشتی کردن.
( آشتی کنان ) (کُ ) (ص فا. اِ. ) ۱ - عمل آشتی کردن. ۲ - مجلسی که برای آشتی کردن و آشتی دادن ترتیب دهند.
( آشتی کنان ) ۱. عمل آشتی کردن.
۲. (اسم، اسم مصدر ) مجلسی که برای آشتی کردن یا آشتی دادن ترتیب دهند.
( آشتی کنان ) ( صفت اسم ) ۱ - عمل آشتی کردن. ۲ - مجلسی که برای آشتی کردن و آشتی دادن ترتیب دهند.
عمل آشتی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مِرآزه وَر: پس از پایان چله کوچک زمستان، در ابتدای اسفند به مدت پنج روز و شامل مجموعه ای از آداب و مراسمات بوده، از جمله نوبران (عیدی بران)، تهیه سومِنو (سمنو)، دید و بازدید، عید نو، آشتی کنان و خون بس و…..
💡 در آخرین ماههای حکومت مصدق، نریمان از عضویت در فراکسیون نهضت ملی استعفا داد و مستقل عمل میکرد، اما باز هم دست از پشتیبانی مصدق نکشید و با جان و دل از حکومت ملی دفاع کرد. او در جلسهٔ آشتی کنان نافرجام مصدق و کاشانی در هفتم بهمن ۱۳۳۱ حضور داشت و تصویر او در عکسی که به این مناسبت برداشته شد، بالای سر آیتالله کاشانی دیده میشود.