اسیرم اب

لغت نامه دهخدا

( اسیرم آب ) اسیرم آب. [ اَ رَ ] ( اِ مرکب ) داروی چندی است که اطبا در آب جوشانند و بدن بیمار رابدان شویند و آن را بعربی نطول خوانند، و ظاهراً این لغت با لغت اسپرم آب که قبل ازین مذکور شد تصحیف خوانی شده. ( برهان ) ( هفت قلزم ). رجوع به اسپرم آب شود.

فرهنگ فارسی

( اسیرم آب ) داروی چندی است که اطبا در آب جوشانند و بدن بیمار را بدان شویند و آنرا بعربی نطول خوانند و ظاهرا این لغت با لغت اسیرم آب که قبل ازین مذکور شد تصحیف خوانی شده.

جمله سازی با اسیرم اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شوخی اسیرم که نبود چو اوئی نه در هشت خلد و نه در هفت کشور

💡 قبولم گر کنی یارد تو دانی اسیرم بنده سلطانم توئی تو

💡 همه شرط عاشق آنست که کام دوست جوید بکن ار کنی قبولم، ببر ار بری اسیرم

💡 اگر قصد شکارم داشتی اینک اسیرم من دگر از باغ بیرون شو، مسوزان آشیانم را

💡 طبعم ز غضب گفت ندانم بچه نسبت در دام سرشت تو قضا کرد اسیرم

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز