لغت نامه دهخدا
اسم منسوب. [ اِ م ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسمی است که به آخر آن یاء مشدد ماقبل مکسور اضافه شود و آن علامت نسبت است، چون بصری و هاشمی. ( کشاف اصطلاحات الفنون ج 3 ص 715 ). و در فارسی یاء خفیفه علامت نسبت باشد: گیلانی. طهرانی.
اسم منسوب. [ اِ م ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسمی است که به آخر آن یاء مشدد ماقبل مکسور اضافه شود و آن علامت نسبت است، چون بصری و هاشمی. ( کشاف اصطلاحات الفنون ج 3 ص 715 ). و در فارسی یاء خفیفه علامت نسبت باشد: گیلانی. طهرانی.
و آن اسمی است که باخر آن یائ مشدد ما قبل مکسور اضافه شود و آن علامت نسبت است چون بصری و هاشمی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارومیه را در زبان سریانی اورمیا (ܐܘܪܡܝܐ) و اورمی (ܐܘܪܡܝ)، در زبان ترکی آذربایجانی اورمیَه/اوُرمو، در ارمنی اورمی (Ուռմի)، در زبان کردی سورانی (ورمێ) و کردی کرمانجی (Ûrmîye)، در عربی ارمیة، در فارسی و ترکی عثمانی ارومیه نوشتهاند. نام مذکور ایرانی به نظر نمیرسد. مؤلفان دربارهٔ نام این دریاچه به گونههای مختلف داوری کردهاند: پورداود نام اورمیه را ترکیبی از دو واژه آرامی «اور» به معنای شهر و «میاه» به معنای آب نوشتهاست. در هزوارش پهلوی، نوشته آرامی «میاه» آب خوانده میشود، ولی در شهر نامیدن «اور» جای تردید است. «اور» در زبان عبری به معنای نور آمدهاست مینورسکی با تکیه به متنی سریانی که در آن اسم مکانی به نام ارمیت در کنار دریاچه مزبور آمدهاست، ناماورمیه را «ارمیه» (ارمیا) و بهظاهر سریانی خواندهاست. ایننام در متون اسلامی به صورت اُرمیه و اُرمی آمدهاست. مردم محلی دریاچه مزبور را اورمی مینامند. برخی مؤلفان عثمانی این دریاچه را ارومیه یا رومیه نوشته، و چنین پنداشتهاند که منسوب به روم شرقی است. این نظر در همه موارد قاطع نیست، زیرا در نوشتههای برخی مؤلفان معاصر ترکیه نیز نام دریاچه به صورت اورمیه آمدهاست. در متون کهن ایرانی نام این دریاچه به صورت چیچَست با یاء مجهول آمدهاست. واژه اوستایی چیچست به معنای درخشنده و شفاف است گمان میرود شوری و ذرات نمک فراوان موجب درخشندگی آن شده باشد. مؤلفان عهد اسلامی اغلب از شوری آب این دریاچه یاد کردهاند.