لغت نامه دهخدا
( استرآل ) استرآل. [ اِ ت ِرْ ]( ع مص ) استرآل نبات؛ گوالیدن و دراز شدن آن. شبّه بعنق الرأل. ( منتهی الارب ). || استرآل رئلان؛بزرگ و کلان شدن جوجه های شترمرغ. ( از منتهی الارب ).
( استرآل ) استرآل. [ اِ ت ِرْ ]( ع مص ) استرآل نبات؛ گوالیدن و دراز شدن آن. شبّه بعنق الرأل. ( منتهی الارب ). || استرآل رئلان؛بزرگ و کلان شدن جوجه های شترمرغ. ( از منتهی الارب ).
( استر آل ) گوالیدن و دراز شدن آن
💡 برخی از مفسران فعل دختران لوط را تجاوز دانستهاند. استر فوکس معتقد است متن دختران لوط را «مبتکر و مرتکب رابطه جنسی با محارم» میداند.
💡 از عرعر خران وی اسبان رمیده اند وز تیز استران شتر از خواب جسته است
💡 همت و لطف تو را در خوانده، اینجا بخششم زر و زربفت و غلام و طوق و استر ساختند
💡 دکتر بارنابی فولتون (کری گرانت)، یک محقق شیمیدان در شرکت شیمیایی آکسلی، در حال تلاش برای تولید یک اکسیر جوانی است. در این حین یکی از شامپانزههای دکتر فولتون، استر، یک محلول شیمیایی را درون آبسردکن میریزد و...
💡 خواجگان دولت از محصولِ مالِ خشکریش طوق اسب و حلقهٔ معلوم استر کردهاند
💡 برای سادهسازی بیشتر، نمونه ارهشده، معمولاً در یک دیسک پلاستیکی، با قطر 25، 30 یا 35 میلیمتر تعبیه میشود. برای سرامیک های نسوز متخلخل یا دستگاههای میکروالکترونیک ممکن است از رزینی قابل ریختگی (مایع) مانند اپوکسی، اکریلیک یا پلی استر پر نشده، استفاده شود. رزینهای ریختهگری نیز با رنگهای فلورسنت موجود در میکروسکوپ فلورسانس در دسترس هستند.