لغت نامه دهخدا
( آزارنده ) آزارنده. [ رَ دَ/ دِ ] ( نف ) موذی. موجع. مولِم. متعب. شاق. مجحد.
( آزارنده ) آزارنده. [ رَ دَ/ دِ ] ( نف ) موذی. موجع. مولِم. متعب. شاق. مجحد.
( آزارنده ) (رَ دِ ) (ص فا. ) آزاردهنده، موذی.
( آزارنده ) آزار دهنده.
( آزارنده ) ( اسم ) آزار دهنده موذی.
موذی موجع
💡 «فرار روان زاد» یکی دیگر از اختلالات حافظه است که در طی این بیماری فرد ناگهان هویت خود را فراموش میکند و به مکان دیگری میرود و هویت جدیدی برای خود اتخاذ میکند (تماماً بهطور ناخودآگاه). این افراد ممکن است هویت خویش را بهدست آورند. این نوع فراموشی نیز به دنبال مشکلات هیجانی–عاطفی و احساس گناه، شرم، و… ایجاد میشود و در حقیقت نوعی فرار از خاطرات آزارنده و فشار و استرس زندگی است.
💡 «فرار روان زاد» یکی دیگر از اختلالات حافظه است که در طی این بیماری فرد ناگهان هویت خود را فراموش میکند و به مکان دیگری میرود و هویت جدیدی برای خود اتخاذ میکند (تماماً بهطور ناخودآگاه). این افراد ممکن است هویت خویش را بهدست آورند. این نوع فراموشی نیز به دنبال مشکلات هیجانی–عاطفی و احساس گناه، شرم، و… ایجاد میشود و در حقیقت نوعی فرار از خاطرات آزارنده و فشار و استرس زندگی است.