ازاد زاد

مترادف‌ها

نجیب، اصیل، شریف، آزاده، بلندپایه

متضادها

برده زاده، اسیر زاده

لغت نامه دهخدا

( آزادزاد ) آزادزاد. ( ن مف مرکب / ص مرکب ) نجیب زاده: تومرا یک لطمه بزن، حارث گفت حاشا که من هرگز این کنم و هیچ آزادزاد پدر را لطمه نزند. ( مجمل التواریخ ).

فرهنگ فارسی

( آزاد زاد ) نجیب زاده

جمله سازی با ازاد زاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این همه یمن و سعادت کامد از بعد حساب؟ از یمین الدین محمد فرخ آزاد زاد

💡 بنده ی آن سرو آزادم وگر نی راستی مادر فطرت ز عالم بنده را آزاد زاد

💡 هرگز کجا شود دلم آزاد از غمش چون جان غلام آن بت آزاد زاد شد

💡 گر حکم زادن از شکم است ای عجب چرا پشت چمن به سوسن آزاد زاد باد

💡 آخر ای سرو چمن دل بنده بالای تست ور نه اول ما در فطرت مرا آزاد زاد

💡 او که یک انسان ازاد زاد بود، هرگز اجازه نداد که زنجیرهای سنت‌های پوسیده و محدودیت‌های اجتماعی، توانایی تفکر مستقل و خلاقیت او را در زندگی بگیرد.

💡 روح یک ازاد زاد در کلام این شاعر جاری است، چرا که او همواره علیه ظلم و استبداد برخاست و برای آزادی همه انسان‌ها مبارزه کرده است.

💡 بسیاری از فیلسوفان بزرگ تاریخ، ذاتاً افرادی ازاد زاد بودند که با پرسش‌های بی‌پاسخ خود، مسیرهای جدیدی را برای شناخت حقیقت و هستی باز کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران