لغت نامه دهخدا
ارمنی فش. [ اَ م َ ف َ ] ( ص مرکب ) ارمنی مانند ( در فردوسی در مورد تحقیر استعمال شده است ):
ز دست یکی بدکنش بنده ای
پلید ارمنی فش پرستنده ای.فردوسی.
ارمنی فش. [ اَ م َ ف َ ] ( ص مرکب ) ارمنی مانند ( در فردوسی در مورد تحقیر استعمال شده است ):
ز دست یکی بدکنش بنده ای
پلید ارمنی فش پرستنده ای.فردوسی.
مانند ارمنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در سال ۱۹۸۸م برای مطالعهٔ کلیساهای ارمنیان مصر به قاهره و اسکندریه سفر کرد
💡 تومی (به ارمنی: Տումի) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان هادروت واقع شدهاست.
💡 خود را نکو شناس و خدا را نکو بدان گراز صوامعی و گر از دیر ارمنی
💡 دیان (به ارمنی: Դիան) یک روستا در ارمنستان است که در استان آراگاتسوتن واقع شدهاست. در کیلومتری شمال آشتاراک، مرکز استان آراگاتسوتن واقع شده است.
💡 پیش از بنای مدرسه و دیر ارمنی ما با تو بوده ایم، «سیور من بجان سنی »
💡 رو به میان روشنی چند تتار و ارمنی تیغ و کفن بپوش و رو چند ز جیب و آستین