اخت فضیل بن عبدالوهاب. [ اُ ت ُ ف ُ ض َ ل ِ ن ِ ع َ دِل ْ وَهَْ ها ] ( اِخ ) خواهر فضیل. شیخ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمان بن علی جوزی او را در زمره برگزیدگان عابدات کوفه آرد و گوید: محمدبن حسین از فضیل بن عبدالوهاب روایت کند که او گفت: روزی از خواهر خود شنیدم که میگفت: الاَّخرة اقرب من الدنیاو ذلک ان الرجل یهم بطلب الدنیا فلعله ان یُنْشی َٔ لذلک سفراً یکون فیه تعب بدنه و انفاق ماله ثم لعله ان لاینال بغیته و الرجل یطلب الاَّخرة فمنتهی طلبته فی حسن نیته حیث ما کان من غیر أن یُنْشی َٔ سفراً او ینفق مالاً او یتعب بدنا ما هو الا ان یجمع علی طاعة اﷲ فاذا هو قد ادرک ما عنداﷲ. و نیز گوید از خواهر خود شنیدم که میگفت: ما بیننا و بین ان نری السرور او ننادی بالویل والثبور الا خروج هذه الارواح من الابدان فانظروا ای عبید تکونون حینئذ. گوید: سپس فریادی زد و از خود بیخود شد. و هم فضیل گوید: هیچ مرد و زنی اندوهگین تر از او ندیدم. ( صفةالصفوة ج 3 ص 117، 118 ).
جمله سازی با اخت فضیل بن عب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوالجارود در ۱۲۲ بهطور فعال از قیام زید بن علی حمایت کرد. گزارش شده او تلاش کرد همراه با فضیل بن زبیر حمایت ابوحنیفه را از زید جذب کند و توصیف شده که در جبهه راست سپاه زید چراغی به اهتزاز درمیآورد و شعار جنگی میداد. گفته شده (بنا بر طبری) که او ممکن است با زیاد النهدی که همراه با زید پس از سرکوب قیام به صلیب کشیده شد یکی باشند؛ که البته قطعاً صحیح نیست زیرا او پس از مرگ زید از طرف پسر اش یحیی مورد تماس قرار گرفت و برخی انتقال دهندههای مرتبط به او پیش از قیام زید نمیتوانستهاند متولد شده باشند. گرچه او پس از درگذشت باقر با پسر اش جعفر صادق مدتی مرتبط بوده، او را به امامت به رسمیت نمیشناختهاست و نهایتاً صادق او و دیگر رهبران زیدی را سرزنش و لعنت کرد. او به وشوح نقشی رهبری کننده در مناقشات با حامیان امامی جعفر صادق داشت. او بر خلاف تز امامی که دانش حقیقی مذهبی را در دست خطی منتخب خدا، امامان موروثی، میدانست، میگفت که این دانش بین همه بازماندگان فاطمه، که آن را توسط الهام پس از کسب پیشکسوتی و فضیلت به دست میآورند، مشترک است. بدین طریق او از دید زیدی که امامت را متعلق به هر حسنی یا حسینی به پا خیزنده علیه حاکم جائر میداند دفاع میکرد.
💡 آیه هشتم سوره انسان، با عبارت «یطعمون الطعام»، مهربانی و شفقت در حق خلق را خواستار است. مشکور، مفسر سنی مذهب، عبارت «علی حبه» را محلا منصوب و به عنوان حال میداند و معنای آن را «کائنینِ علی حُبِّهِ» دانستهاست. در خصوص ضمیر در عبارت «علی حبه» سه احتمال مطرح شدهاست؛ یکی آنکه ضمیر به طعام ارجاع داده شود و معنای آیه چنین باشد که با وجود احتیاج و اشتهاء به آن طعام، آن را انفاق کردند. معنای دیگر آنکه ضمیر به «الله» ارجاع داده شود و معنای آیه آن باشد که به محبت خدا این طعام را به دیگری بخشیدند؛ و دیگری آنکه ضمیر به «اطعام الطعام» ارجاع داده شود و معنای آیه چنین باشد که با علاقهای که به اطعام داشتند، طعامشان را بخشیدند. ثعلبی، مفسر اهل سنت، با ذکر هر سه احتمال، احتمال اول را به ابنعباس، احتمال دوم را به الداری و احتمال سوم را به حسین بن فضل منسوب ساختهاست. در این خصوص طبرسی، مفسر شیعه مذهب نیز قول اول را پذیرفته و برخلاف او، طباطبایی مفسر شیعه، قول دوم را اتخاذ کردهاست. بنابر گزارشی از مشکور، مفسر اهل سنت، فضیل بن عیاض نیز قول سوم را تقویت نمودهاست. آلوسی مفسر اهل سنت نیز، با بیان این نکته که عبارت «لوجه الله» در آیه بعدی، بیانگر نیت آنان بوده و به جهت عدم نیاز به تکرار این نیت، احتمال دوم را تضعیف میکند و قول اول را اتخاذ کردهاست.